<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: خامنه ای و شاعری</title>
	<atom:link href="http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/</link>
	<description>وبلاگ مجتبي ن.ن</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Apr 2009 14:20:57 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: کوروش</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-110</link>
		<dc:creator>کوروش</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 Apr 2009 14:20:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-110</guid>
		<description>هردمبیل سلام و عرض ادب وقت بخیر 
کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند 
دوست من هردمبیل زمانی که عشق و ادبیات سیاست هر سه را بخواهند در کاسه ای با هم مخلوط کنند آشی از آن به عمل آید که یک کیلو متر از آن روغن بصورت معلق بر روی هوا بجا می ماند زیرا شاعر بنظر من دارای عشقی با تعریفی فراتر از بی نهایت می باشد بنظر من یک حس تعریف نشده ی خاص از احساس عشق در ادبیات ایران زمین است که هرکسی به شکلی می خواهد بهره برداری مورد نظر خود را از آن کند است  لطف کنید و بیایید از این آشی که در قرنها پیش هم در دوران مختلف حکومتی سرو شده میل فرمایید : 
  
(( عرفان عاشقانه با ادبیات و سیاست در ایران )) 
ایران سرزمین عجیبی است این سرزمین با تاریخ درازی که دارد اندیشه های بیساری را در خود پروانده است . در درازنای تاریخ اندیشه در ایران شاهد معجونی از اندیشه ها هستیم که گاه در یک کلمه ریخته شده است و آن همانا عشق است . عشق در ادبیات عرفانی و اشعار غنایی فارسی به قدری پیچیده می گردد که وصف آن در قلم نمی آید 
عرفان عاشقانه در این آمیزشهای فکری بیش از سایر تیره های فکری ایرانی نقش دارد به گونه ای که بارها با کلمه ی (عشق) بازی می شود بطوری که به سختی می توان فهمید که مقصود شاعر عشق حقیقی است یا عشق مجازی . این تقسیم بندی عشق به نوعی در زیر سلطه و فشار سنت ها و سیاستها پدید می آید و آن را در قلمرو عرفان برده و مقصو از عشق زمینی را خدا می شمارند . بدین ترتیب از تهمت و اتهام به کفر یا عشق بازی رهایی می یابند بطوری که بتوانند از خود به راحتی دفاع نمایند و مقصود از غشق را عشقی الهی اعلام کنند .جامعه ی استبدادی به گونه ای پیچیده با دین نیز گره می خورد و البته آن دینی که مورد قبول چنان جامعه ای است . که عارف با عشق الهی در واقع هم به مقابله با سیاست می رود و هم مقابله با دین مستبد ، عرفان عاشقانه در پی آزادی است . آزادی سیاسی و آزادی دینی ، اما در لوای معشوق الهی همین پیوند که با مبداء هستی ایجاد می شود مانع از آن می شود که به ایشان تهمت ارتداد و کفر زده شود . هر چند که نمونه های تاریخی بیساری را می توان یافت که در این راه سر به دار داده اند در حکایات و داستان های این عرفا انبوهی از اندیشه های آزادی خواه دیده می شود که حتی پا را در حریم خداوند قرار داده و خالق یکتا را نیز به نقد می کشند و با زبان بی زبا نی در لوای عشق است که انتقادات تندی از جامعه می شود . حال آیا به واقع تفاوتی میان عشق الهی و عشق زمینی وجود دارد . زمانی که نیروهای جنسی و احساس آدمی به معشوق زمینی حساس می گردد چگونه می توان حس پاک الهی را با آن همراه کرد ، اما به همان اندازه می توان منکر حس جنسی و عشقی آدمی شد لذا به ناچار بر آن می شویم که به دو تعریف (عشق پاک و عشق ناپاک ) معتقد شویم ، اما باز باید در این تعریف تامل کرد مگر می توان احساس جنسی انسان را به حیطه ی عشق ناپاک برد مسلما بی انصافی خواهد بود پس باید در چیز دیگری اندیشید و باری آن همان (نیت و مقصود و هدف است) در هر حال چه به نیت لذت جسمانی باشد چه به نیت لذت روحانی در هر دو حال بحث لذت مطرح است . لذت نیز مانند همه چیزها حدت و شدت دارد و اگر در اندازه ی میانه ی آن رعایت گردد تصور نمی کنید که با عقل سلیم تضادی داشته باشد . پس می توان گفت : عشق چه به معنای عرفانی معنا وچه به صورت زمینی در پی یک چیزند و آن همانا لذت است . اما یکی را لذت روحانی می نامیم و دیگری را لذت جسمانی و در نظری سوم از لذتی جسمانی به لذتی روحانی می رسیم . ولی در خط سوم فکری باید تامل کرد که چرا از لذت جسمانی به لذت روحانی راه پیدا می کنیم ؟ به نظر می رسد قدری شرایط اجتماعی ، سیاسی در ایجاد اینگونه طرز اندیشه موثر بوده باشد . وگرنه بطور طبیعی معترف به دو نوع لذت روحانی با عشق روحانی و لذت جسمانی با عشق جسمانی می گرددند . پس باید ، حدس زد که تنگنای سیاسی ، و اجتماعی باعث شده است که یکی را سرپوشی برای دیگری بکنند البته پیدا کردن این مرزها کار دشواری است اما غیر حقیقی نیست و باید کوشید تا میان این دو تفاوت قایل شد و در پی علل علمی ایجاد هر یک از این گونه ها بر آمد تا نتیجه ی درستی به عمل آید .  
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هردمبیل سلام و عرض ادب وقت بخیر<br />
کوروش هستم از بلاگ خانه ی رایمند<br />
دوست من هردمبیل زمانی که عشق و ادبیات سیاست هر سه را بخواهند در کاسه ای با هم مخلوط کنند آشی از آن به عمل آید که یک کیلو متر از آن روغن بصورت معلق بر روی هوا بجا می ماند زیرا شاعر بنظر من دارای عشقی با تعریفی فراتر از بی نهایت می باشد بنظر من یک حس تعریف نشده ی خاص از احساس عشق در ادبیات ایران زمین است که هرکسی به شکلی می خواهد بهره برداری مورد نظر خود را از آن کند است  لطف کنید و بیایید از این آشی که در قرنها پیش هم در دوران مختلف حکومتی سرو شده میل فرمایید : </p>
<p>(( عرفان عاشقانه با ادبیات و سیاست در ایران ))<br />
ایران سرزمین عجیبی است این سرزمین با تاریخ درازی که دارد اندیشه های بیساری را در خود پروانده است . در درازنای تاریخ اندیشه در ایران شاهد معجونی از اندیشه ها هستیم که گاه در یک کلمه ریخته شده است و آن همانا عشق است . عشق در ادبیات عرفانی و اشعار غنایی فارسی به قدری پیچیده می گردد که وصف آن در قلم نمی آید<br />
عرفان عاشقانه در این آمیزشهای فکری بیش از سایر تیره های فکری ایرانی نقش دارد به گونه ای که بارها با کلمه ی (عشق) بازی می شود بطوری که به سختی می توان فهمید که مقصود شاعر عشق حقیقی است یا عشق مجازی . این تقسیم بندی عشق به نوعی در زیر سلطه و فشار سنت ها و سیاستها پدید می آید و آن را در قلمرو عرفان برده و مقصو از عشق زمینی را خدا می شمارند . بدین ترتیب از تهمت و اتهام به کفر یا عشق بازی رهایی می یابند بطوری که بتوانند از خود به راحتی دفاع نمایند و مقصود از غشق را عشقی الهی اعلام کنند .جامعه ی استبدادی به گونه ای پیچیده با دین نیز گره می خورد و البته آن دینی که مورد قبول چنان جامعه ای است . که عارف با عشق الهی در واقع هم به مقابله با سیاست می رود و هم مقابله با دین مستبد ، عرفان عاشقانه در پی آزادی است . آزادی سیاسی و آزادی دینی ، اما در لوای معشوق الهی همین پیوند که با مبداء هستی ایجاد می شود مانع از آن می شود که به ایشان تهمت ارتداد و کفر زده شود . هر چند که نمونه های تاریخی بیساری را می توان یافت که در این راه سر به دار داده اند در حکایات و داستان های این عرفا انبوهی از اندیشه های آزادی خواه دیده می شود که حتی پا را در حریم خداوند قرار داده و خالق یکتا را نیز به نقد می کشند و با زبان بی زبا نی در لوای عشق است که انتقادات تندی از جامعه می شود . حال آیا به واقع تفاوتی میان عشق الهی و عشق زمینی وجود دارد . زمانی که نیروهای جنسی و احساس آدمی به معشوق زمینی حساس می گردد چگونه می توان حس پاک الهی را با آن همراه کرد ، اما به همان اندازه می توان منکر حس جنسی و عشقی آدمی شد لذا به ناچار بر آن می شویم که به دو تعریف (عشق پاک و عشق ناپاک ) معتقد شویم ، اما باز باید در این تعریف تامل کرد مگر می توان احساس جنسی انسان را به حیطه ی عشق ناپاک برد مسلما بی انصافی خواهد بود پس باید در چیز دیگری اندیشید و باری آن همان (نیت و مقصود و هدف است) در هر حال چه به نیت لذت جسمانی باشد چه به نیت لذت روحانی در هر دو حال بحث لذت مطرح است . لذت نیز مانند همه چیزها حدت و شدت دارد و اگر در اندازه ی میانه ی آن رعایت گردد تصور نمی کنید که با عقل سلیم تضادی داشته باشد . پس می توان گفت : عشق چه به معنای عرفانی معنا وچه به صورت زمینی در پی یک چیزند و آن همانا لذت است . اما یکی را لذت روحانی می نامیم و دیگری را لذت جسمانی و در نظری سوم از لذتی جسمانی به لذتی روحانی می رسیم . ولی در خط سوم فکری باید تامل کرد که چرا از لذت جسمانی به لذت روحانی راه پیدا می کنیم ؟ به نظر می رسد قدری شرایط اجتماعی ، سیاسی در ایجاد اینگونه طرز اندیشه موثر بوده باشد . وگرنه بطور طبیعی معترف به دو نوع لذت روحانی با عشق روحانی و لذت جسمانی با عشق جسمانی می گرددند . پس باید ، حدس زد که تنگنای سیاسی ، و اجتماعی باعث شده است که یکی را سرپوشی برای دیگری بکنند البته پیدا کردن این مرزها کار دشواری است اما غیر حقیقی نیست و باید کوشید تا میان این دو تفاوت قایل شد و در پی علل علمی ایجاد هر یک از این گونه ها بر آمد تا نتیجه ی درستی به عمل آید .<br />
شبهایت به شادی روزهایت در پناه آزادی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مصطفي.ا</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-100</link>
		<dc:creator>مصطفي.ا</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 May 2008 12:10:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-100</guid>
		<description>سلام دوست عزيز و احمق من :
شما كه اين جور داري ميگي و خودت مي بري و مي دوزي. بهتره اين حرفها رو به اونهايي بگي كه فاسد اند و ... نه به رهبر فرزانه انقلاب اسلامي. پسرم رهبري كه از ش حرف ميزني در 8 سال دفاع مقدس حضور داشته و از ميهن اسلامي « ايران » دفاع كرده تا تو و امسال تو به راحتي و در آرامش بزرگ بشي و البته از امثال ايشون هم كم نيستن . در جواب داش آرش از اراجيفي تف داده معلومه كه عقل و شعورش همان قدر بيشتر نيست. و اگر گُهي رو كه ميگه خوردني مي بود به كسي مهلت نمي داد. اميوارم كه پسرم به راه راست هدايت شوي و از اين كارهاي بيهوده دست برداري.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزيز و احمق من :<br />
شما كه اين جور داري ميگي و خودت مي بري و مي دوزي. بهتره اين حرفها رو به اونهايي بگي كه فاسد اند و &#8230; نه به رهبر فرزانه انقلاب اسلامي. پسرم رهبري كه از ش حرف ميزني در 8 سال دفاع مقدس حضور داشته و از ميهن اسلامي « ايران » دفاع كرده تا تو و امسال تو به راحتي و در آرامش بزرگ بشي و البته از امثال ايشون هم كم نيستن . در جواب داش آرش از اراجيفي تف داده معلومه كه عقل و شعورش همان قدر بيشتر نيست. و اگر گُهي رو كه ميگه خوردني مي بود به كسي مهلت نمي داد. اميوارم كه پسرم به راه راست هدايت شوي و از اين كارهاي بيهوده دست برداري.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: motadel</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-91</link>
		<dc:creator>motadel</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Apr 2008 12:18:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-91</guid>
		<description>agar enteghadi dari behtare ba mantegh matrahesh koni na intor bi adabane va zesht.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>agar enteghadi dari behtare ba mantegh matrahesh koni na intor bi adabane va zesht.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: داش آرش</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-90</link>
		<dc:creator>داش آرش</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Apr 2008 21:14:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-90</guid>
		<description>سلام سالار اول بايد بگم كه چه خري گفته فروش  نفت ايران در زمان شاه دو برابر الان بو . و الان هم لاف اطلاعات اقتصادي ميزن.
دوم اينكه . كدوم بي شعوري گفته كه  ما خودمان كتاب چاپ نميكنيم وگر نه دولت كه كاري نداره. سوم اينكه . اگه حيا و  شرم توو طرفداري از خامنه ايه پس ريدم به هر كسي كه شرم و حيا  داره

سوم اينكه خامنه ايي هنوز نميتونه ........ خودشو بشوره   چه برسه به اينكه شعرم بگه. آقا اسم تخلصي هم واسه خودش گذاشته (امين). گه خوردناي اضافي.


چهارم اينكه با مطالبت حال كردم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام سالار اول بايد بگم كه چه خري گفته فروش  نفت ايران در زمان شاه دو برابر الان بو . و الان هم لاف اطلاعات اقتصادي ميزن.<br />
دوم اينكه . كدوم بي شعوري گفته كه  ما خودمان كتاب چاپ نميكنيم وگر نه دولت كه كاري نداره. سوم اينكه . اگه حيا و  شرم توو طرفداري از خامنه ايه پس ريدم به هر كسي كه شرم و حيا  داره</p>
<p>سوم اينكه خامنه ايي هنوز نميتونه &#8230;&#8230;.. خودشو بشوره   چه برسه به اينكه شعرم بگه. آقا اسم تخلصي هم واسه خودش گذاشته (امين). گه خوردناي اضافي.</p>
<p>چهارم اينكه با مطالبت حال كردم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: manii</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-88</link>
		<dc:creator>manii</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 04 Apr 2008 13:29:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-88</guid>
		<description>davatname persiangig ro mishe lotf konin mamnoon misham.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>davatname persiangig ro mishe lotf konin mamnoon misham.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-81</link>
		<dc:creator>امیر</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Feb 2008 19:02:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-81</guid>
		<description>من هم اون برنامه را مشاهده کردم  اما جلب این است که در طول مدتی که داشتم اراجیفت را مطالعه میکردم از اینکه این قدر احمق هستی خنده ام گرفته بود  البته برای خراب کردن چهره ی ایشان کاری هم جز این نمی توانید بکنید چرا که این وعده خداست که (ان تنصروا الله ینصرکم) به این ایه فکر کن عزیز</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>من هم اون برنامه را مشاهده کردم  اما جلب این است که در طول مدتی که داشتم اراجیفت را مطالعه میکردم از اینکه این قدر احمق هستی خنده ام گرفته بود  البته برای خراب کردن چهره ی ایشان کاری هم جز این نمی توانید بکنید چرا که این وعده خداست که (ان تنصروا الله ینصرکم) به این ایه فکر کن عزیز</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: به</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-80</link>
		<dc:creator>به</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Feb 2008 09:59:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-80</guid>
		<description>از خوب بودن جمهوری اسلامی همین بس که میگذارند امثال شماها هر چرندی را بدون فکر کردن بگویید خوب بود که همین ... رادررژیم گذشته می گفتید  انوقت بهت می گفتم چه با بایی ازت در می اوردند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از خوب بودن جمهوری اسلامی همین بس که میگذارند امثال شماها هر چرندی را بدون فکر کردن بگویید خوب بود که همین &#8230; رادررژیم گذشته می گفتید  انوقت بهت می گفتم چه با بایی ازت در می اوردند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: حسین</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-78</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Feb 2008 06:08:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-78</guid>
		<description>؛زاده یک شام لذت بار؛ :
لطفا کمی اطلاعات اقتصادی خود را تقویت کنید. مطلب شما سراسر پرت است. پرت‌ترینش هم اینست که فروش نفت ایران در اواخر دوره محمدرضا شاه معدوم دوبرابر فروش فعلی بود.(توجه بفرمایید که ۱۰۰ دلار الان با ۱۰۰ دلار ۳۰ سال ‍پیش خیلی توفیر دارد در ضمن!)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>؛زاده یک شام لذت بار؛ :<br />
لطفا کمی اطلاعات اقتصادی خود را تقویت کنید. مطلب شما سراسر پرت است. پرت‌ترینش هم اینست که فروش نفت ایران در اواخر دوره محمدرضا شاه معدوم دوبرابر فروش فعلی بود.(توجه بفرمایید که ۱۰۰ دلار الان با ۱۰۰ دلار ۳۰ سال ‍پیش خیلی توفیر دارد در ضمن!)</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زاده ی یک شام لذت بار</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-67</link>
		<dc:creator>زاده ی یک شام لذت بار</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Feb 2008 19:50:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-67</guid>
		<description>عزیز دل برادر.مدتی موضوعی فکرم را مشغول کرده موضوع اینه:
در رژیم گذشته روزی دومیلیون نفت از قراری بشکه ای 16دلار فروخته میشد 
با اینکه شاه ودار ودسته اش دزد بودند تحصیل وبهداشت ودرمان رایگان بود ومردم از نظر اقتصادی وضع نسبتا خوبی داشتند.حالادر نظام اسلامی روزی 4میلیون بشکه نفت از قراربشکه ای 95دلار فروخته میشود وعلاوه برآن گاز- فرش-سنگ-میوه-وازشیر مرغ تا جان آدمی فروخته میشه وبحمدالله هیچیک از سران ومسئولین دزد نیستندولی بهداشت ودرمان رایگان نیست ومردم هم که فقط زجر میکشند چرا؟
ممکنه یک پاسخی پیدا کنی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عزیز دل برادر.مدتی موضوعی فکرم را مشغول کرده موضوع اینه:<br />
در رژیم گذشته روزی دومیلیون نفت از قراری بشکه ای 16دلار فروخته میشد<br />
با اینکه شاه ودار ودسته اش دزد بودند تحصیل وبهداشت ودرمان رایگان بود ومردم از نظر اقتصادی وضع نسبتا خوبی داشتند.حالادر نظام اسلامی روزی 4میلیون بشکه نفت از قراربشکه ای 95دلار فروخته میشود وعلاوه برآن گاز- فرش-سنگ-میوه-وازشیر مرغ تا جان آدمی فروخته میشه وبحمدالله هیچیک از سران ومسئولین دزد نیستندولی بهداشت ودرمان رایگان نیست ومردم هم که فقط زجر میکشند چرا؟<br />
ممکنه یک پاسخی پیدا کنی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نگار</title>
		<link>http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-66</link>
		<dc:creator>نگار</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 19:50:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mjnblog.wordpress.com/2007/09/28/%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d8%b4%d8%a7%d8%b9%d8%b1%db%8c/#comment-66</guid>
		<description>سلام دوست عزيز

گل گفتي. ولي خودتو ناراحت نكن چون

بر مفرش خاك، رفتگان مي بينم

در زير زمين نهفتگان مي بينم

چندان كه به صحراي عدم مي نگرم

نا آمدگان و رفتگان مي بينم!

           زنده باشي</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوست عزيز</p>
<p>گل گفتي. ولي خودتو ناراحت نكن چون</p>
<p>بر مفرش خاك، رفتگان مي بينم</p>
<p>در زير زمين نهفتگان مي بينم</p>
<p>چندان كه به صحراي عدم مي نگرم</p>
<p>نا آمدگان و رفتگان مي بينم!</p>
<p>           زنده باشي</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
