Archive for the ‘هزلیات’ Category

خامنه ای و شاعری

سپتامبر 28, 2007

اخر این درد نگفتن تا کی؟

دیشب بعد از مدت ها داشتم به اخبار تلویزیون ایران شبکه ی یک نگاه می کردم هر خبری و گزارشی-که بیشترشون دروغ  یا با اندکی تصرف بودن-  می داد که گویی خنجری بود که در سینه ام فرو می رفت .  اما یکی از خبراش باعث شد دیگه واقعا اختیار از کف بدم و چند فحش نثار حضرت ایت الله خامنه ای (علامت تو پرانتزش رو نمی دونم چیه) کنم. خبر این بود که خامنه ای رهبر معظم (که ع بصورت ساکن باید خونده بشه) انقلاب به مناسبت ولادت با سعادت حسن مجتبی یا چیزی تو همین مایه ها شب شعری برگزار کرده و جمعی از شاعران پیرو مکتب شاعری غزنه هم در انجا گرد امده اند. گزارش که پخش شد هر کی  هر متل و چرت و پرتی داشت شروع کرد به خواندن و نداهای احسنت و تبار ک الله بود که طنین انداز می شد . برای چی؟ که یک مرد یا زن بسیجی کاسه لیس اخوندها اومده یه مشت اراجیف سروده و ملت هم حالا باید بفهمند که ایران مهد شاعران است و رهبر کبیر انقلاب هم خود اگر چه شاعر نیست اما شاعران را دوست دارد(برگرفته از سخن آن بزرگ مرد تاریخ اخوند ها که من ورزشکار نیستم اما ورزشکاران را دوست دارم -با اندکی تصرف).

و جالبتر از ان اینکه خامنه ای نیز سخنرانی می کند و داد سخن می دهد که شعر باید اینجور باشد و شاعر انجور و باید این دو در خدمت ولایت فقیه و اسلام ناب محمدی و … باشند.

اخه قباحت هم حدی داره! مرتیکه خجالت نمی کشی ؟ تو رو چه به شعر و شاعری دیگه فقط عرصه ادبه که الوده اش نکردی , نکردین؟

خندم می گیره که اینها حتی اجازه نمی دن کتاب های چند قرن پیش از شاعران منتشر بشه حتی کتاب بزرگی مثل مثنوی مولوی که در دیگر کشور ها هم چاپ و ترجمه می شه پیدا کردن نسخه ی کاملش از محالاته , دیگه از عبید زاکانی و شاعران شاعر دیگر که می گذریم . انوقت خامنه ای می اید و یک عده کمتر از خودش دور و برش را می گیرند و ادعای شعر و شاعری می کنند.که چی ؟ بیشتر از پیش مردم فریب دهند و در چنگال خود اسیر کنند . گویا اینهمه کتاب از فلان ایت الله و اینهمه فیلم وسریال و برنامه- فیلم هایی همانند اغماء و…- کم هستند. که رهبر معظم هم باید خود را بزحمت بیاندازد.اما…

  یاد سیف فرغانی افتادم که چه زیبا می سراید و آینده ایشان و امثالشان را می گوید:

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد           هم رونق زمان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیرخاص وعام      بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد 

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد       بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت ورفت     این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست   این گرد سم خران شما نیز بگذرد

این نوبت ازکسان به شماناکسان رسید       نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم         تا سختی کمان شما نیز بگذرد

                                                                                    (با تلخیص)